منتشر شده در :  ۱۳۹۵/۱۰/۰۷                                 ساعت:  ۱۱:۳۵ ق.ظ      

هدف خلقت و حیات زن در فعالیت­های اجتماعی

روند بیدارگری زنان مسلمان در طول تاریخ پرفراز و نشیب اسلام ادامه یافت تا به دوران استعمار غرب رسید در این زمان نیز تاریخ اسلام شاهد زنان مبارزی بود که محرّک مردان در مبارزه با استعمارگران بودند برای مثال می‌توان از زنان ایران، عراق، لیبی، الجزایر، اندونزی و … نام برد.

به گزارش آفتاب ری؛ شیوا امیری– پس از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار جمهوری اسلامی ایران روش اداره کشور و مبنای مشروعیت قدرت سیاسی تغییر کرد، این تغییر ناشی از جهان‌بینی توحیدی و گستره تئوریک اسلام، یعنی حاصل نگرش خاص نسبت به مفاهیم و پدیده‌های اجتماعی ازجمله زن بود که نفوذ قدرت خداوند را در حیات اجتماعی علاوه بر حیات فردی مطرح نمود که الگوی اجتماعی نقش و پایگاه زن در جامعه اسلامی از جمله مسائل اجتماعی است.

پارادایم در معنای عام یک چارچوب فکری است و اصطلاحی است که در فلسفه به کار گرفته می‌شود و مقصود از آن، اصولی است که بر بینش ما نسبت به رویدادهای کلی جهان حاکم تأثیرمی‌گذارد و معنای اخص آن «سرمشق» می‌باشد.

در پارادایم سنتی، تعریف جالبی از زن بیان‌ نشده است زیرا این پارادایم بر این عقیده است که زن موجودی قابل‌ترحم و ضعیف است و برای این خلق‌شده تا فقط بزاید و به امور خانه رسیدگی کند و حضوری در اجتماع نداشته باشد زیرا برخی افراد بر این عقیده هستند مسئولیت‌های مهم اجتماعی موجودی کامل و قوی نیاز دارد که از هوش و توان بالایی برخوردار باشد و توانایی جسمی مانند مردان را داشته باشد زیرا تکوین و ذات زنان به‌گونه‌ای است که ظرفیت کارهای اساسی و کلان را ندارند و تنها باید به اموری بپردازند که بار عاطفی و احساسی و یا زیبایی نمایی داشته باشد. استعداد ذاتی زن از شوهرداری و اداره خانواده فزونی نمی‌یابد.

و این عقیده منسوخ به زنان تلقین شده بود درصورتی‌که زن امروز نشان داد پارادایم سنتی در کشور ما رو به افول است وزنان در کمال وقار و عفاف و متانت از توانمندی اداره ی سیاسی و اجتماعی کشور نیز برخوردارند. قرآن کریم برای نمونه از بلقیس ملکه ی سبا نام می‌برد که باایمان خود به سلیمان نبی، نمونه‌ی مدیریت سیاسی برتر گشت. زنی که به‌جای مقابله با رهبر الهی با اقدام و تصمیم صحیح به او ایمان آورد و خود و کشورش را از هلاک دنیوی و اخروی نجات داد.

با توجه به توانمندی‌هایی که از زنان ذکر شد، نقش کلیدی زن در زمینه‌های تربیتی، عاطفی، حراست از فضای سیاسی و اجتماعی در سیره‌ی زنان بزرگ صدر اسلام نیز کاملاً مشهود است. برای نمونه می‌توان از حضرت خدیجه (علیهاالسّلام) همسر نبی اکرم (صلّی الله علیه و اله) نام برد.

ام‌ّالمؤمنین خدیجه با حمایت‌های مالی، عاطفی، سیاسی و از همه مهم‌تر ایمانی از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و اله) کلنگ جامعه اسلامی را در حجاز زد و با تولّد فاطمه (علیهاالسّلام) ادامه دودمان پاک و راه نبیمکرّم اسلام (صلّی الله علیه و اله) را تضمین کرد. زنی که سورهضحی در شأن او نازل شد «و وجدکعائلاًفأغنی»(ضحی/۷) و خدا با ثروت خدیجه، پیامبراکرم (صلّی الله علیه و اله) را برایکمک به نیازمندان و پیشبرد اسلام بی‌نیازکرد.

با استناد به آیات قرآن کریم در می‌یابیم اسلام حضور زن در جامعه و فعالیت‌های مختلف را برای زن. تحریمنکرده است، زیرا تمامی افرادی که با نقش زن در بعد اجتماعی مخالف‌اند به مسائل اخلاقی متوسل می‌شوند آنان در اینعقیده‌اندکهشرکت زن در کار و یا مسائل اجتماعی موجب انحطاط اخلاقی او می‌شود و هر عملیکه فساد اخلاقی او را به دنبال داشته باشد در نگرش اسلامی حرام است.

اگر غرایز درونی، بتواند انسان را به انحراف بکشاند. بی تردید میان مرد و زن هیچ تفاوتی وجود ندارد و از سوی دیگر عقل تلاش و ایمان نیز در مرد و زن یکسان است بنابراین هیچ دلیلی وجود ندارد تا با این ادعای واهی زن را در حصار نقش خاصی، زندانی کنیم چراکه کسانی که در ظاهر دم از اجرای دستورات دین می‌زنندجنبه‌های منفی اخلاقی را در زن قابل‌ مشاهده می‌دانند و بر این باورند که زنان بر اساس ظرافت‌های موجود در خود بیشتر به تباهی کشیده می‌شوند که در مورد مردان این‌گونه نیست درحالی‌که خطر انحراف  و گناه هر دو را به یک اندازه تهدیدمی‌کند.

لازم به ذکر است که تنها تفاوتی که از منظر اسلام بین زن و مرد وجود دارد و در رفتارهای اجتماعی بسیار لازم است این که, برخی از عناصر به سبب معنایشان درپوششی نمادین عرضه می‌گردند تا رفتارهای مبتنی بر خود را قابل درک و انتقال سازند. بدین ترتیب تمامی انسان‌های هدف‌دار را جهت‌دار کرده و همچون راهنما, آنان را به‌سوی مفاهیم اساسی تر می‌کشانند.

با توجه به ویژگی‌های عنصر حجاب می‌توان این فراز از بحث را بدان­جا کشاند که چون کارکرد هر عنصری باید بتواند با نظام درونی و محیط بیرونی ارتباط برقرار کند، حجاب برای زن واجب شد زیرا حجاب نیز می‌تواند هدف خلقت و حیات زن را با فعالیت‌های اجتماعی او سامان داده و او را در تنظیم رفتار زندگی مدد رساند زیرا زنان توانمندی، ظرفیت‌های روحی و ذهنی و رفتاری قابل‌ملاحظه ای برای پیشبرد اهداف عدالت‌خواهانه و سعادت اجتماعی دارند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.