منتشر شده در :  ۱۳۹۷/۱۲/۰۱                                 ساعت:  ۱:۱۹ ب.ظ      

هدف آمریکا در ونزوئلا نئوامپریالیستی است

استاد دانشگاه لندن معتقد است هدف آمریکا در ونزوئلا پیاده کردن اهداف نئوامپریالیستی است و درخواست کنار رفتن مادورو خلاف همان ارزشهای دموکراتیک و لیبرالی است که غرب بر آنها تأکید دارد.

چاپ خبر
به گزارش آفتاب ری،اهمیت حیاتی منطقه آمریکای لاتین در سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا را در دکترین مونروئه شاهد هستیم.

در واقع نوعی امپریالیسم منطقه ای از رهگذر این دکترین بر سایه سیاست خارجی آمریکا سایه افکند و بعدها این امپریالیسم ابعاد جهانی نیز به خود گرفت.

مداخلات دونالد ترامپ در منطقه آمریکای لاتین از جمله ونزوئلا یادآور دکترین مونروئه است و نشان از آن دارد که واشنگتن تاب و تحمل هیچ دولت چپگرا و غیر همسو را در حیاط خلوت خود ندارد.

اهمیت استراتژیک و منابع نفتی ونزوئلا باعث شده تا آمریکا از تهدید نظامی علیه مادورو رئیس جمهوری این کشور سخن براند. در حال حاضر هم واشنگتن با تحت کنترل داشتن اپوزیسیون در این کشور و به رسمیت شناختن ریاست جمهوری «خوان گوایدو» به عنوان «رئیس جمهور موقت» ونزوئلا دخالتهای خود را وارد مرحله جدیدی کرد.

در این زمینهگفتگویی با پرفسور آرشین ادیب مقدم، رئیس مرکز مطالعات ایرانی مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی(SOAS) دانشگاه لندن انجام داده است که در ادامه می آید.

*در تاریخ ۱۰ بهمن، گوایدو رهبر مخالفین دولت و رئیس کنگره ملی ونزوئلا، با برخورداری از حمایت آمریکا، مشروعیت مادورو را زیر سوال برد و خود را رئیس جمهوری این کشور آمریکای لاتین معرفی کرد. ریشه های اصلی این بحران چیست و نقش آمریکا در آن چیست؟

بدون شک مشکلات اقتصادی و اجتماعی جدی در ونزوئلا وجود دارند و دولت در حل برخی از این مسائل ناتوان بوده است. ونزوئلا که همین دهه پیش در حال شکوفایی بود، مردمش ناگهان برای کار مجبور به مهاجرت به آمریکای  لاتین می شوند، برای مثال تعداد زیادی که به پرو رفتند، یکی از کشورهایی که در آغاز از آنها استقبال کرد.

ولی مشکلاتی از این قبیل به طور معمول  در سراسر دنیا برای دولت ها پیش می آید. برای مثال تنها به دلیل اینکه مقامات پیشرویِ پس از برگزیت در بریتانیا با تلاش های نسنجیده خود برای جدایی از اتحادیه اروپا  به طور جدی به اقتصاد کشور در حال آسیب وارد کردن هستند به این معنی نیست که فلان کشور فراخوان برکناری دولت «ترزا می» را بدهد.

ونزوئلا دقیقا با این مثال قابل مقایسه است. در این جا نیز ما دولت قانونی را داریم که توسط  مردم و حمایت های لازم دموکراسی انتخاب شده است درست مانند آمریکا و درست مانند دولت لیبرال «جاستین ترودو» در کانادا و اتحادیه اروپا که خواستار  «انتخابات دوباره» و برکناری «مادورو» است.

این یک تقاضای مضحک و توهین آمیز از هر کسی است که به قانون دموکراتیک و حاکمیت مردم ونزوئلا باور دارد. این به نظرِ بیشتر مردم آمریکای لاتین که من با بعضی از آنها صحبت کرده ام یک تناقض است، دونالد ترامپ که به آنها توهین کرده و با ساختن دیوار می خواهد از ورود مکزیکی ها جلوگیری کند اکنون وانمود می کند می خواهد از قاره ای که از فرهنگ و آگاهی سیاسی لبریز است مراقب کند.

*برخی معتقد هستند که بحران ونزوئلا به نوعی بازگشت قوی دولت ترامپ به دکترین مونروئه است که خواهان این است که آمریکای لاتین حیاط خلوت واشنگتن باشد. نظر شما در این خصوص چیست و چرا ترامپ خواهان اجرای قوی تر دکترین مونروئه است؟

هدف پنهان آمریکا روشن است و مشخصا یک هدف نئو-امپریال است. ونزوئلا تحت رهبری «هوگو چاوز» تبدیل به موتور اقتصادی انقلاب بولیواری در آمریکای لاتین شد که استقلال را به دست آورد و آن را پس روزهای گذشته بد دخالت غرب حفظ کرد – زمانی که دولت های آمریکا یکی پس از دیگری از رژیم های دیکتاتوری به بهانه جنگ سرد به عنوان زمینه ای برای «کمونیسم» حمایت می کردند. اولین موج انقلاب کوبا و دومین موج دوره چاوز بود. تغییرات غیر قابل بازگشتند و آمریکای لاتین امروز در حال تلاش است تا در برابر کاستی ها ایستادگی کند.

و دقیقا در این جا ما تفاوت هایی با گذشته داریم. ایالات متحده آمریکا و متحدانش در این مسأله نمی توانند چیزی را در قالب نظم کنونی جهان که به صورت فزاینده ای در حال چند قطبی شدن هست تحمیل کنند.

*واشنگتن از ارتش ونزوئلا خواسته تا به گوایدو ملحق شود حال آنکه احتمال حمله نظامی به ونزوئلا نیز مطرح است. شما احتمال حمله نظامی را چقدر می بینید؟

گزینه نظامی غیر ممکن است چون روسیه بیان داشته که عکس العمل نشان خواهد داد. حتی دولت ترامپ که هیچ ذهنیتی از سیاست جهانی ندارد متوجه می شود که در ونزوئلا یا هیچ جای دیگری گزینه نظامی ممکن نیست.

مسائل پیرامون بحران ونزوئلا بیانگر شکافی است که در سیاست های جهان امروز هستند. گزینه شورای امنیت سازمان ملل هم به دلیل اینکه روسیه و چین قطعنامه ای را که علیه مادورو باشد وتو می کنند منتفی است.

از طرف دیگر ترکیه، متحد آمریکا در پیمان ناتو، از قانونی بودن دولت «مادورو» حمایت می کند به علاوه رویکرد اتحادیه اروپا نیز نسبت به بحران به وجود آمده کمی متفاوت است. ولی پافشاری مکرر آنها بر اولتیماتوم ناامید کننده، از نظر نُرم های بین المللی یک رفتار نامناسبِ غیر قابل دفاع و باعث شکست خودشان است.

دلیل اینکه چرا «مادورو» هنوز در قدرت است دقیقا به خاطر این چند قطبی بودن بستر جهانی است – چندین قدرت در سیستم بین المللی در حال موازنه با یکدیگرند که این به ونزوئلا امکان انتخاب متحدانش را می دهد.

روسیه و چین اگر این جریان را با وجود مشکلات تا پایان ادامه دهند در طرف درست تاریخ آمریکای لاتین قرار خواهند گرفت زیرا جنگ بین حقیقت و دروغ همیشه به نفع حقیقت تمام می شود – دیر یا زود علیرغم طبیعت سلطه طلب ریاست جمهوری ترامپ حقیقت پیروز می شود، ریاست جمهوری که تنها سیاست هایی شامل تبلیغات ناآگاهانه و کوتاه بینانه که دانش نصف و نیمه ای در پشت آن است می توانند مشخصه های آن باشند.

دولت های آمریکا یکی پس از دیگری ثابت کرده اند که به دنبال زیر دست هستند. من هیچ شکی ندارم که نیروهای حامی «گوایدو» دقیقا همان سربازهای زیردست هستند که با نیت استقلال ملی قدم برنمی دارند.

از نظر شم سیاسی «گوایدو» اشتباه بزرگی انجام داد که این گونه ظاهر شد چرا که فرهنگ سیاسی عمیق آمریکای لاتین با این غنا و فرهیختگی خود را در اختیار کسی برای زیردستی هیچ کسی قرار نمی دهد.

«دنی گلاور»، بازیگر هالیوود کاملا در بیان این مطلب در مصاحبه اخیرش با شبکه «اخبار واقعی» (The Real News Network) به درستی چنین می گوید: «تلاش در آمریکای لاتین شاید حساس ترین تلاش برای آینده سیاست های جهان باشد. آمریکای لاتین منطقه ای از جهان است که برای دهه ها  تحت فرمان دخالت های خارجی بوده است. ولی با انقلاب کوبا و پس از آن با دوران چاوز تلاش های زیادی برای رهانیدن مردم این منطقه از زیردستی قدرت های خارجی یک بار و برای همیشه به وجود آمد. پس از آن از نظر امپریالیسم غربی و استعمارگری (colonialism)، استقلال پسااستعمارگری، انقلاب و غیره شباهت های زیادی بین آمریکای لاتین، غرب آسیا و شمال آفریقا به وجود آمد.

*موضع جمهوری اسلامی ایران در خصوص بحران ونزوئلا را چگونه ارزیابی می کنید؟

ایران باید سیاست خارجی خود را بر پایه این ارزش فرهنگی عمیق پایه گذاری کند. مطمئنا در حمایت از «مادورو» از نظر ارتباط با شرکای بالقوه کارهای بیشتری لازم است انجام شود، نه تنها همراه ترکیه بلکه با دیگر کشورهای آمریکای لاتین که احساس همدردی می کنند مانند کوبا، بولیوی و نیکاراگوئه.

ایران سرمایه دیپلماتیک زیادی برای ایجاد روابط بلند مدت با این کشورها صرف کرده است و این تلاش ها می توانند به گفتگو های استراتژیک‌تری تبدیل شوند، به ویژه در این بحران که خطوط مبارزه روشن هستند. دقیقا اکنون تبدیل تهدید به فرصت می تواند فرمولی برای یک ابتکار دیپلماتیک عاقلانه باشد.

منبع :مهر

انتهای متن/*

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.