منتشر شده در :  ۱۳۹۶/۰۷/۱۵                                 ساعت:  ۱۱:۰۴ ق.ظ      
شعری از استاد فرائی؛

“نوای زنگ قافله”

قطعه شعر ” نوای زنگ قافله” به قلم استاد مجید فرائی شاعر پیشکسوت و آئینی شهرستان ری

چاپ خبر
به گزارش آفتاب ری، قطعه شعر ” نوای زنگ قافله” به قلم استاد مجید فرائی شاعر پیشکسوت و آئینی شهرستان ری :

بخون تپیده نوگلان ، فرو کشیده غائله ز اهل بیت ناله  و ، ز کوفیان، مجادله به روی خارکودکان،چه بابرهنه می دوند ببین تمام  پایشان ، شکوفه  های آبله به شام شوم می رود،ردیف اشتران مست امیر کاروان شده، زنی عفیف وعاقله ؛————————————-؛ به اشتران نشانده اند ، کودکان نازنین می شنوی بگوش جان،نوای زنگ قافله؟ ؛————————————-؛ سری به روی نیزه ای،چوآفتاب می رود خدا نظاره می کند ، ناز حبیب می خرد بیا بگوش  جان شنو ، تلاوت از لبان او به آیه آیه از لبش ، از همگان دل ببرد تمام عرشیان کنون ، به پیشواز آمدند به روی خاک آیتی،می گذرد،می گذرد ؛—————————————؛ فرود آی  بر زمین ، ز آسمان  معرفت می شنوی بگوش جان،نوای زنگ قافله؟ ؛—————————————؛ رقیه گوید : عمه جان، بیا کنار من بمان زنند شا میان  مرا ، میان  جمع کودکان پدر، عمو،برادرم، به عرش پرکشیده اند فقط پناه ما توئی در این میانه عمه جان به هر طرف نظرکنم ، بلا انیس ما شده به مانظرهمی کند،سکوت کرده آسمان ؛—————————————-؛ به لب رسیده جان من،عمه ی مهربان من می شنوی بگوش جان ، نوای زنگ قافله؟ ؛—————————————؛ سروده”عبدالمجیدفرائی”۱۳۹۴/۷/۲۶

انتهای متن/*

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.