منتشر شده در :  ۱۳۹۵/۱۰/۱۵                                 ساعت:  ۱۱:۵۶ ق.ظ      
یادداشت/فرهاد نظریان سامانی

در تمنای یک دولت کارآمد

زمانی که عالم سیاست را از منظر هر آنچه که غیردین می‌گوید بنگریم، چیزی جز تقلای مادی برای تصاحب دنیا و رنگین کردن منافع شخصی و تمنای قدرت نخواهیم دید و این همان موضوعی است که انقلاب اسلامی در مقابل آن ایستاده است.

چاپ خبر
به گزارش آفتاب ری؛ زمانی که عالم سیاست را از منظر هر آنچه که غیردین می‌گوید بنگریم، چیزی جز تقلای مادی برای تصاحب دنیا و رنگین کردن منافع شخصی و تمنای قدرت نخواهیم دید و این همان موضوعی است که انقلاب اسلامی در مقابل آن ایستاده است. حضرت امام(ره) می‌فرمودند: «اسلام دین سیاست است. این نکته را هرکس که کمترین تدبری در احکام حکومتی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی اسلام بکند، آشکار می‌گردد. پس هرکه را گمان بر این برود که دین از سیاست جداست، نه دین را شناخته است و نه سیاست را.»

 تأسف آنجایی باید خورد که درماندگی عده‌ای در تلفیق دین و سیاست، آنها را به سراب سیاست می‌کشاند و آنقدر به سیاه‌نمایی مشغول می‌شوند تا ذهن مردم را بر آنچه تا دیروز مثبت بوده است، تیره و از منفذ آن پلکانی به سمت قدرت پابرجا کنند.
در این سال‌های پس از پیروزی انقلاب، برهه‌های مختلفی را برای تعیین ریاست‌جمهوری سپری کردیم و در هر سالی عده‌ای علیه عملکرد عده موجود، پا به عرصه نهاده و حرف خود را به گوش عموم می‌رسانند و اگر مقبول بیفتد، پیروز می‌شوند. رویه نادرستی که در انتخابات هر دوره می‌توان به عینه دید، شعارهای واهی و تخریب‌های ناشایست از گذشته است که تقریباً به عنوان عرف، پیگیری می‌شود و در این میان دولتی رو‌سفید است که اخلاق و تقوای دینی را در عالم سیاست‌ورزی به طور کامل رعایت کند و اگر نقدی بر گذشته دارد، انصاف را چاشنی آن کند و اگر شعاری دارد واقع‌بینی را بر آن چیره سازد. هر چه در این کارزار سیاسی، تفحص شود، هیچ سالی را به قدر سال ۹۲ نمی‌توان یافت.
شنونده‌ای که پای آن ادبیات می‌نشست، حداقل به گمانی محتمل می‌دانست که این‌گونه سخنان با مبنای عقلی و پشتوانه عملی گفته می‌شود و اندکی را منتظر اجرا شدن این شعارها و وعده‌ها زمان صرف می‌کرد ولی هر چه که گفته شد، پس از سه سال و نیم، همان سخن رئیس بانک مرکزی شد که صریحاً گفت «هیچ». او در نقد دستاوردهای برجام به امریکایی‌ها گفته بود که «دستاوردی از برجام برای کشور حاصل نشده است و تقریباً هیچ نصیب ایران شده» و ما که نظاره‌گر تحول داخلی و عملی شدن وعده‌های رئیس‌جمهور بودیم نیز امروز می‌گوییم که دستاورد دولت یازدهم در این سه سال و نیم تقریباً هیچ بوده است.
آری دستاورد دولت یازدهم برای معیشت مردم هیچ بوده است و این نه از باب این است که دولت کاری صورت نداده است، بلکه آنچه که هویداست، راهی که دولت برای تأمین معیشت مردم پیش گرفت، سری در ناکجاآباد درآورد که امروز حاصلش را می‌بینیم.
انتظار در سال ۹۲ این بود که این دولت حداقل در بهبود مسائلی که نقد جدی به دولت قبل داشت، اندکی کوشا باشد نه آنکه خود نیز همان راه را ادامه دهد و فقط شعارش را داده باشد. یکی از نقدهای جدی روحانی به دولت قبل، نابسامانی نرخ ارز بود و افزایش آن را باعث کاهش ارزش پول ملی خطاب کرد و از طرفی درآمد سرشاری را به مردم وعده داد که حتی به یارانه هم احتیاج‌شان نباشد و مسکن و اشتغالی که جوانان را برای پرکردن سبد رأی روحانی مصمم‌تر کرد.
و حال سه سال و نیم از عمر دولت می‌گذرد و همه اهتمام دولت برای ارتباط با غرب برای بهبود اقتصاد و در پی آن دو سال‌ونیم، مذاکرات نفسگیر -که با اعتقاد کامل دولت به نتیجه‌دهی- انجام شد و مردم را به انتظار نتایج پر زرق و برق آن گذاشت و افسوس از آن نتیجه‌ای که برای مردم ثمر نداشت.
نرخ ارز که در بی‌نهایت بی‌ثباتی خود دست و پنجه‌نرم می‌کند و بازاری که رکود بر آن حاکم بود به قهقرای تشویش و انفعال کشیده شده است و از سویی جیب‌ها خالی‌تر از آنی است که بتوان تصور کرد و این ادعایی نیست که نویسنده انجام دهد و فقط کافی است رئیس‌جمهور محترم یک بار پیاده به میان مردم برود و نظرشان را نسبت به عملکرد دولت خود جویا شود و خواهد دید که قریب به اتفاق، همه از فقر و نداری و بیکاری و نداشتن سرپناه شخصی می‌نالند و آن شوق و امیدی که اقبال مردم را در پای صندوق‌های رأی به سمت ایشان کشاند، امروز دیده نمی‌شود. واقعیت این است که همه در تمنای یک دولت کارآمد هستند که معیشت مردم را در حداقلی از شرایط بهبود ببخشد و این نازل‌ترین انتظاری است که می‌توان از یک دولت منتخب داشت و مسئله اینجاست که اگر از راه دیانت به سیاست ننگریم، راه ناهمواری منتظر ما خواهد بود. اگر ناکارآمدی را در خود می‌بینیم و اگر می‌دانیم شعارمان هم‌وزن توانمان نیست، با صداقت بگوییم که نمی‌توانیم و این وظیفه دینی و شرعی است که از پذیرفتن مسئولیت نامتناسب با توان، پرهیز کرد نه اینکه دست به شعارهایی بزنیم و انتظارات جامعه را از خود و اقدامات خود بالا ببریم تا یک وضعیت نابجا از خود به جای بگذاریم.  هر آنچه پس از سال۹۲ رخ داد، میدانی بود برای به نمایش گذاشتن شعارهای فضایی و بدون ضمانت اجرایی که اینگونه به جامعه القا کرد که صرفاً جهت پیروزی در انتخابات سراییده شده‌اند و خوشبختانه ملت به خوبی قدرت تمییز بین عملکرد خوب و نامناسب را دارند و نمی‌توان با آمارهای غیرمنطقی و نامربوط به کف جامعه و معیشت ملت، عملکرد دولت را مناسب جلوه داد. برای این مردم همین بس است که پرداخت یارانه تبدیل به شب عزای دولت می‌شود ولی نجومی بگیران، جزو ذخایر نظام معرفی می‌شوند.
در منظومه و شاکله «سیاستِ عین دیانت»، همیشه حقایق و واقعیت‌ها را آن طور که هست جلوه دهیم و از آنچه که ماکیاول از آن به نام سیاست تعبیر می‌کند، پرهیز داریم و این نگرش را که رهبر معظم انقلاب فرمودند: «حقیقتاً مردم ولی‌نعمت ما و کارگزاران این نظام هستند. این، تعارف نیست (۶۹/۹/۱۴)» باید الگوی دولت کرد و مردم ولی نعمت دولت تلقی شوند و برای آسایش ملت باید کار کرد و حکومت را به مثابه امانتی نگریست که در این باب مولا امیرالمومنین علی(ع) در نامه‏ای خطاب به اشعث بن قیس (استاندار منطقه بزرگ آذربایجان) می‏فرماید: «کاری که به عهده توست نانخورش (طعمه) نیست، بلکه امانتی است بر گردنت.»

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.