منتشر شده در :  ۱۳۹۵/۱۰/۱۱                                 ساعت:  ۱۱:۰۴ ق.ظ      

برجام بی‌دستاورد هم نبود /۱۷ درصد از ارزش پول ملی کم شد!/ تورم ۹ درصد است یا ۴۵ درصد؟/ تذکر لاریجانی به روحانی درباره انتصاب مدیران مناطق آزاد

برجام بی‌دستاورد هم نبود /۱۷ درصد از ارزش پول ملی کم شد!/ تورم ۹ درصد است یا ۴۵ درصد؟/ تذکر لاریجانی به روحانی درباره انتصاب مدیران مناطق آزاد

به گزارش آفتاب ری به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛  اخبار ویژه به شرح زیر است:

کیهان
برجام بی‌دستاورد هم نبود /۱۷ درصد از ارزش پول ملی کم شد! «دستپاچگی دولت در مدیریت تکانه‌های اقتصادی و جهش‌های قیمتی در حالی به چشم می‌خورد که افزایش صعودی قیمت طلا، سکه و ارز در بازار موجب کاهش میزان دارایی‌ها و نگرانی مردم شده است». به گزارش مشرق به یکسالگی اجرای برجام نزدیک می‌شویم و این روزها دولتی‌ها و مذاکره‌کنندگان هم رفته رفته به اشتباهات خود در مواجهه با دشمن اذعان می‌کنند. اشتباهاتی که عمدتا از جنس عجله در اتمام مذاکرات بود و باعث شد مسایل به طور دقیق بررسی نشود و تیم مذاکره‌کننده از برخی خطوط قرمز تعیین شده عدول کند و به وعده‌های دشمن دل خوش کند. علاوه بر این، بدعهدی طرف مقابل هم موجب شد دولت یازدهم عملا نتواند دستاورد مدنظر خود را از مذاکرات برداشت کند. اذعان ولی‌الله سیف‌ رئیس کل بانک مرکزی به دستاورد تقریبا هیچ برجام موید این موضوع است. تاثیرات منفی دلخوشی به کمک دشمن برای بهبود شرایط، این روزها با افزایش جهشی قیمت دلار، طلا و سکه برای عموم مردم ملموس‌تر شده و مردمی که به وعده‌های دولت برای کاهش نرخ ارز امیدوار بودند این روزها با مشاهده واقعیات اقتصادی، به منتقدان جدی سیاست‌های اقتصادی دولت تبدیل شده‌اند. طبق بررسی روند بازار، در روز ۲۳ تیر ۹۴ که مصادف با روز امضای توافق هسته‌ای میان ایران و ۵ کشور دیگر بود، قیمت هر قطعه سکه تمام بهار آزادی در این روز به مبلغ ۸۹۰ هزار تومان معامله شد. این مقدار در معاملات امروز به یک میلیون و ۱۲۵ هزار تومان رسیده و ۲۳۵ هزار تومان رشد داشته است. همچنین روز تصویب برجام در مجلس (۲۷ مهر ۹۴)، قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار در بازار، اندکی بیش از ۹۵۴۰۰ تومان بود. در معاملات روزهای اخیر هر گرم طلا با رقمی بیش از ۱۱۶ هزار و ۳۰۰ تومان به فروش رسیده که رشد ۲۲ درصدی را نشان می‌دهد. همچنین نرخ دلار ۲۳ درصد افزایش داشته است. در روز اجرای سند برجام توسط دولت (۲۷ دی ۹۴) هر دلار در بازار آزاد با قیمت ۳۶۲۴ تومان معامله شده بود. رقمی که این روزها وارد مدار ۴۱۵۰ تومانی شد و رکورد گرانترین دلار تاریخ ایران را ثبت کرد. طبق گزارش‌ها در چند روز گذشته، ارزش دارایی مردم به واسطه افزایش قیمت دلار، حداقل ۱۷ درصد کاهش داشته است.

مدافعان مدیران نجومی چرا برای بی‌خانمان‌ها اشک تمساح می‌ریزند برخی مدیران دولتی در حالی نسبت به وضعیت گورخواب‌ها اظهار نارضایتی می‌کنند که به حقوق‌های نجومی راضی هستند. روزنامه جوان با اشاره به اظهار تأثر برخی مدیران دولتی نسبت به بی‌خانمان‌ها نوشت: رابطه بابک زنجانی با اصغر فرهادی با گرانی تدبیری دلار با بی‌بی‌سی فارسی با ظریف با آمریکا با انتخابات ریاست‌جمهوری ایران با سکه با برنج ۱۶ هزار تومانی و رابطه همه اینها با گورخوابی واضح است یا تاریک؟!  اینها همه یک رابطه مستقیم و خطی دارند، یعنی هر کدام که به صحنه بیاید، بقیه هم ردیف می‌شوند. یعنی اگر دلار از ۳ هزار و ۸۰۰ تومان دوره تحریم‌ها به ۴ هزار و ۲۰۰ تومان پسابرجام و پساتحریم برسد، ناگهان معاون رئیس‌جمهور حرف از بابک زنجانی می‌زند و اگر ظریف از پشیمانی اعتماد به قول کری در امضاء نکردن تحریم‌های ISA بگوید، ناگهان رئیس‌جمهور با گورخواب‌ها احساساتی می‌شود و اصغر فرهادی به میدان می‌آید و بی‌بی‌سی فارسی خودش برای گزارش‌های گورخوابی فیلم می‌سازد، اما تلخی روزگار، مدعی شدن دولت در قضیه «گورخوابی» و کارتن خوابی است، یعنی دولت یازدهم آنقدر روشنفکر است که مثل یک تحصیلکرده با ادب از پدیده گورخوابی متاثر می‌شود و ابراز احساسات می‌کند و نامه یک هنرمند را یادآوری می‌کند و اشک می‌ریزد اما «کار» نمی‌کند و فراموش می‌کند که رئیس دولت است و باید درباره گورخوابی و فقر و فلاکت، پاسخگو باشد، نه مدعی. دولت صدها نامه دریافت می‌کند، درباره زمینگیر شدن کارخانه‌ها، درباره چرایی واردات تراکتور و خرید کشتی، درباره روند مذاکرات هسته‌ای، درباره وضع آب و خاک و هوا این نامه‌ها ‌را نخبگان و اساتید دانشگاه به دولت می‌نویسند. اما دولت هیچ نامه‌ای را یادآوری نمی‌کند. دولت پشت تریبون قرار نمی‌گیرد و نمی‌گوید: «امروز نامه‌ای از ۴۰۰ استاد دانشگاه شریف به دستم رسید درباره تاسف از واردات تراکتور که آن را برای مهندسان صنعتی کمرشکن می‌دانستند» دولت حقوق ۵۷ میلیونی یک مدیر را «درست و قانونی» و صاحب حقوق را «ذخیره انقلاب» می‌داند اما به مردم توضیح نمی‌دهد که چگونه می‌تواند هم از حقوق‌های نجومی راضی و هم از گورخوابی ناراضی باشد؟! دولت به یک پرسش ساده پاسخ بگوید؛ چگونه زیربار معرفی مدیران نجومی به دستگاه قضا نمی‌رود و سخنگو و وزیران مربوطه این حقوق‌ها را «قانونی» و «صحیح» و «از شیرمادر حلال‌تر» و محدود به چهار نفر می‌دانند و به آن راضی و خشنودند اما در همین حال از کارتن‌خوابی ناراضی‌اند؟! رئیس‌جمهور یک هفته پس از اعتراف وزیر خارجه‌اش به اشتباه در اعتماد به قول کری درباره تحریم‌های ISA  و یک هفته پس از اوج‌گیری دلار از ۳۶۰۰ به ۴۲۰۰ تومان، حرفی دراین‌باره ندارد. چرا چون سوژه به دستش رسیده است: گورخواب‌ها. او از گورخواب‌ها می‌گوید و از بابک زنجانی که این مواقع می‌آورندش وسط! و نیز با ذکر نامه یک فیلمساز صاحب جوایز اروپایی، سخنان پراحساس روشنفکرانه می‌زند. این داستان گورخوابی را مقایسه کنید با داستانی که یک دولت تصمیم بگیرد فاصله طبقاتی را کم کند. عزم برای ریشه‌کنی فقر، کاری از جنس اقدام و عمل می‌خواهد و ابراز احساسات برای گورخواب‌ها فقط به تریبون‌های پرشور و شر نیاز دارد. ای‌کاش پشت تریبون‌ها می‌گفتید که گورخوابان وقتی گورخواب شدند که گفتیم «برای رسیدن به توسعه باید عده‌ای زیرچرخ‌های آن له شوند.»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.